از تنهایی‌ های بزرگ و عمیق
از غم‌ های ژرف و بی‌ اساس
از اندوه‌ هایی که گلو را می‌ فشارند
از رؤیاهای آبستن از بی‌ زمانی
از پرسش‌ هایی ابدی بدون پاسخ
از ریسمان‌ هایی که به هم می‌ بندند دست‌ ها را
از تلخ و شیرین مکرر نوستالژی
چنین آفریده شدم
به فریاد و سکوت.